السيد محمد حسين الطهراني

86

معاد شناسى (فارسى)

ندامت اهل شرك ، هنگام طلوع وجه الله وقتى جنبهء وجه اللهى ظهور كند ، بر انسان مشهود مىشود كه اينها نيستند به خود ، و هستند به حقّ . در آن وقت يك سلسله چيزهائى را كه انسان در دنيا براى خود ترتيب داده و به آنها اعتماد نموده ( مال ، عشيره ، فرزند ، قدرت ، . . . ) و تصوّر ميكرد كه به دردش ميخورند ، دستى از او ميگيرند ، درمانى از او مىنمايند ، حاجتى برآورده مىكنند ؛ ملاحظه مىكند كه هيچ از آنها ساخته نيست . مىبرند انسان را به قيامت ؛ مرد مجرم ميگويد : ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ * هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ . « 1 » مال‌هائى را كه بدست آوردم به درد من نخورد ؛ با اينكه در نظام دنيا به دردش مىخورد ؛ امّا آن نظام برچيده شد . اين نظام ، نظام ديگرى است ؛ يك نشأهء جدائى است كه از خصوصيّات و آثارش اينست كه مال نمىتواند دستى از انسان بگيرد ؛ و اگرچه اموال دنيا همگى متعلّق به انسان باشد ، كارى از آنها ساخته نيست . ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ . اين وقت است كه وجه اللهى ظهور كرده و چون آفتاب مشهود است كه : هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ . سلطانِ من ، قدرت من ، همه هلاك شدند ؛ آن قدرتهائى كه در دنيا داشتم ، و با آن نظام از آن استفاده‌ها مىبردم ، در اينجا نيست و نابود شد ؛ يعنى مُهر بطلان محض به آنها خورده شد .

--> ( 1 ) آيه 28 و 29 ، از سورهء 69 : الحاقّة